همین :فقط دوستت دارم
عزیزم عشقم نفسم امید زندگیم .
... فقط صدات کردم که بگم خیلییییییییییییییییییی دوستت دارم . وقتی گفتم رادوین جونم بیا پیش مامان اومدی تو بغلم
و خودت به من میچسبوندی خداییییییییییییییی من بوی تنت من و مست کرده بود کلی تو بغلم محکم گرفته بودمت دوست نداشتم رهات کنم . صورتت رو به صورتم میچسبوندی و لبات رو غنچه میکردی میزاشتی رو گونه هام
و همش میگفتی kiss kiss .
اون لحظه بغضم گرفته بود نمیدونم بی اختیار منقلب شدم
تو این پست فقط اومدم بگم که عاشقانه دوستت دارم


دارم اهنگ 25 باند باش تا ببینی رو گوش میدم بعد رادوین اومده پیشم میگه مامان kiss me
کلی خندیدم از دستش
بعد از 2 دقیقه دیگه اومده میگه مامان پادوم (بادوم )
حدود 10 تا دونه بادوم با هم شکستیم میگه اهان مامان گیدو (گردو)
داشتم با احسان صحبت میکردم حدود چند دقیقه ایی هواسم بهش نبود دیدم که رفته همه کفشهای ما رو اورده میگه مامان کفش یعنی این کفش مامانه
بعد رفته کفشهای بابا احسان رو اورده میگه بابا کفش
کفشهای خودش رو هم اورده میگه من من من 
چند روز پیش ها رفتیم خونه امیر داداشم همین که نزدیک کوچه شدیم سریع گفت الاد الاد الاد (اراد ) همه ما متعجب شده بودیم که چطور تشخیص داد داریم میریم اونجا با وجود اینکه خیلی دیر به دیر میریم ولی خوب تشخیص داد .تموم مسیرهای خونه رو میشناسه خونه مامان خودم خونه خودمون خونه امیر داداشم خونه مادربزرگم .


همین :فقط دوستت دارم
